أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
6
آثار الباقيه ( فارسى )
تعريف شب و روز لفظ يوم ( روز ) و نهار هر دو بيك معنى است و روز از آغاز پيدايش جرم آفتاب است تا غروب آن و شب بر خلاف اين است و كليهى ملل بر اين تعريف همدل و همداستانند و همهكس گواهى ميدهد كه كسى را با ديگرى در اين معنى اختلاف نظرى نيست . تعريف روز و شب از نظر فقها ولى برخى از فقهاى اسلام آغاز روز را پيدايش فجر صادق و آخر روز را غروب آفتاب دانستهاند و علت آن را چنين ذكر كردهاند كه ميانمدت روز و روزه مساوات شود و از قرآن مجيد اين آيه را به گواهى آوردند ( كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ) « 1 » - و چنين ادعا كردند كه اين دو طرف كه در آيه مباركه ذكر شده آغاز و انجام روز است ولى اين اشخاص كه روز را از طلوع فجر دانستهاند نمىتوانند اين آيه را دليل خود قرار دهند زيرا اگر آغاز روزه آغاز روز بود چون تعريف روز براى مردم ظاهر و آشكار است آن وقت خداوند امر واضح و آشكاريرا كه تعريف و تحديد آن سودى ندارد ذكر كرده بود چنان كه آخر روز و اول شب را تعريف و تحديد نكرد چون آغاز شب معلوم و متعارف بشر است و هيچكس بدان جاهل نيست تا نيازمند به تعريف و توصيف باشد و چون خداى تعالى آغاز روزه را به طلوع فجر تعريف كرد و آخر روز را ديگر تعريف نكرد
--> ( 1 ) - يعنى بخوريد و بياشاميد تا آنكه نخ سياه از نخ سپيد براى شما آشكار گردد و زمخشرى در تفسير كشاف نقل مىكند كه عدى بن حاتم طائى گفت من وقتى اين آيه نازل شد نخى سياه و نخى سپيد در شب بدست گرفتم و اين دو نخ را نگاه ميكردم تا سپيد و سياه را از هم تميز بدهم و از آن ساعت روزه بگيرم و چون روز شد به خدمت پيغمبر آمدم و ماجرا را بازگفتم بطورى پيامبر را خنده گرفت كه دندانهاى نواجذ او آشكار شد و فرمود انك لعريض القفا يعنى پس گردن تو پهن است و اين جمله در زبان تازى كنايه از حماقت شخص است پس قضيه را براى من شرح داد كه مقصود از نخ سياه خود شب است و مراد از نخ سپيد خود روز است و من الفجر قرينه است و مبين مقصود نه اينكه واقعا نخ سياه از نخ سپيد تميز بايد البته معلوم است كه در هر زبان مشتى مجازات و استعارات است كه همهكس آن را نمىفهمد .